عیارستان
رمان، داستان، فیلمنامه، داستان کوتاه، شعر، نظم و نثر، طنز، مطالب فرهنگی، گردشگری و ...

صدقه

پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب کوچک جلیقه اش سکه ای بیرون آورد . در حین انداختن سکه متوجه نوشته روی صندوق شد ” صدقه عمر را زیاد می کند” منصرف شد.

عیارجون | سه شنبه 31 شهريور 1388 | پیوند | 2 عیار | عیاردهی | عیارگروه: داستان کوتاه
نظر | يكشنبه 12 مهر 1388
دانیال گفت:
عجب نکته سنجیه باحالی ... جیگرتو من بخورم الهی
نظر | سه شنبه 28 مهر 1388
آرمیتا گفت:
کوتاه بود ولی پر از معنییییییی
شاید منم با اینکه سنی ندارم و فقط ۱۸ سالمه !!!!! به همین دلیل پشیمون بشم صدقه بدم !!!